حمایت - Child Foundation

h.JPG

یکی از نکات بسیار جالب و موفقیت آمیز ما در این سفر آشنا شدن با افرادی است که انسان بودن را به حد اعلا رسانده اند و با کمک به همنوعان نیازمند خود در سراسر جهان ، امید زندگی و شاد زیستن را در دل آنها زنده نگاه می دارند . بعد از آشنایی با آقای لطفعلی زاده و موسسه sos Bam در پاریس که برای کودکان و خانواده های زلزله زده بم فعالیت می کرد، با شخصی به نام آقای جواد محمدی در هلند آشنا شدیم . ایشان چندین سال پیش برای مداوای دختر معلولش که تقریبا در ایران از او و زندگیش قطع امید کرده بودند ، به هلند وارد شد و اکنون بعد از حدود 13 سال صبای 16 ساله در کنار همنوعان و پرستارانی زحمت کش زندگی شاد و آرامی را تجربه می کند . ای کاش امکاناتی که در اینجا برای معلولین وجود دارد در ایران نیز وجود داشت . همانطور که می دانید به جز افراد معلول به علت جنگ 8 ساله بسیاری از ایرانیان مجبور به استفاده از ویلچر هستند . در ایران یک معلول هیچ کاری نمی تواند بکند چرا که ساختمانها ، خیابانها ، دست شویی ها و . . . فقط برای آدمهای سالم  طراحی شده اند ، اما در اینجا و کلا کشورهایی که ما در مسیر دیدیم ، تمام خیابانها طوری ساخته شده اند که یک نفر معلول و با وسایلی مثل ویلچر و یا اسکوتر به راحتی و بدون کمک کسی به کلیه نقاط شهر دسترسی داشته باشد . اولین قسمت در پارکینگهای عمومی مخصوص معلولین می باشد و اگر کلیه جاهای پارکینگ پر باشد کسی حق ندارد در این محل ها پارک کند ، در تمامی مکانهای عمومی انواع بالابرها و آسانسورها برای راحتی این گروه از مردم ساخته شده . در نگاه اول وقتی در خیابان قدم بزنید شاید احساس کنید تعداد معلولین در این کشورها زیاد است اما مطمئن باشید تعدادشان از ایران بسیار بسیار کمتر است ولی چون امکان خارج شدن از خانه برایشان محیا است ، بسیار دیده می شوند . شاید معلولینی در ایران باشند که ماهها از خانه خارج نمی شوند ، پس دیده هم نمی شوند ولی این بدان معنی نیست که وجود ندارند .
به هر حال آقای محمدی با دیدن این تفاوتها تصمیم گرفته تا سالیانه بخشی از این وسایل رفاهی را با هزینه شخصی تهیه و به ایران ارسال کند تا شاید بتواند بخشی از مشکلات این گروه از انسانها را در ایران حل کند . امید واریم که در این کار موفق باشند ، البته با کمک سایر انسانهای نیک اندیش .
در منزل آقای محمدی با شخص دیگری به نام سعد فرزام آشنا شدیم و از طریق ایشان با موسسه بنیاد کودک . این موسسه به دانش آموزان نیازمند کمک می کند .
بنيادكودك كه در ايران به نام «مؤسسه خيريه رفاه كودك» رسماً به ثبت رسيده، نهادي است خيريه، مستقل و تنها مؤسسة خيريه ايراني كه در زمينه كمك به دانش آموزانِ نيازمند مورد تأييد سازمان ملل قرار گرفته و به عنوان مقامِ مشورتي (اكوسوكِ) اين سازمان بين المللي پذيرفته شده است. موضوع فعاليت و هدف اصلي بنيادكودك، حمايت همه جانبة مادي و معنوي از دانش آموزان فقير و نيازمند امّا با استعداد و درس خوان است. در اين راستا، بنيادكودك درعمر بيش از يازده ساله خود، هزاران دانش آموزِ محروم و مستمند و در عين حال مستعد و باهوش را در مقاطع مختلف تحصيلي- از ابتدايي تا دانشگاه- تحت پوشش قرار داده .
جهت دریافت اطلاعات بیشتر به سایتهای زیر مراجعه نمایید .
http://www.childfoundation.org
http://www.childfoundation.ir/

از این پس نیز قصد داریم جهت کمک به این مرکز پیراهن هایی با نام بنیاد کودک به تن کنیم و در صورت کمکهای مالی به پروژه دوچرخه سواری دور دنیا برای صلح و حفظ طبیعت ، بخشی از این مبالغ به حساب Sos Bam  و بنیاد کودک ارسال شود .

lahe_40.JPG

/ 4 نظر / 26 بازدید
رویا

با سلام سايت ( انجمن ) ::.. HaFaLaShT ..:: افتتاح و در حال حاضر براي بخش هاي مختلف سايت در حال پذيرش مدير مي باشد ، از شما دوست عزيز دعوت مي کنيم که با پيوستن به جمع دوستان خود در اين سايت ، در صورت تمايل در بخش هايي که توانايي مديريت آن را به صورت تخصصي داريد ، ما را ياري دهيد. شايان ذکر است اين سايت مکاني براي تبليغ سايت و يا وبلاگ شما دوستان عزيز مي باشد، چون ما براي شما مکانی آماده کرده ايم تا آدرس سايت و يا وبلاگ شما را در آن اضافه و در افزايش تعداد بازديد کنندگان با تبادل لينک با شما، همديگر را ياري رسانيم. weblog.isgreat.org & hall.isgreat.org منتظر شما هستيم.

شهريار کوچولو

سلام ... سفر خوش ميگذره ؟ اميدوارم سالم و پر انرژی باشيد ... بله ! معلولين در کشور ما خيلی مظلوم هستند ... نه ديگران نيستند !!!!! ... کاش همه ی مردم ما حداقل يک بار از اين کشور بيرون رفته بودند ! شايد در اين صورت از خودشون توقعات بيشتری داشتند و بيشتر در پی آبادی ايران بودند !

شهريار کوچولو

... چند روز پيش با يک کانادايی آشنا شدم که با هدف حمايت از کودکان پياده از کانادا تا ايران اومده بود ... هفت سال در راه بوده و پنج سال هم از سفرش مونده ... بيشتر ياد شما افتادم ... بيشتر دلم خواست که من هم همچين کاری کنم ...

شهريار کوچولو

... گامهاتان استوار ... دلتان پر اميد ... حق يارتان باد ... به قول خودم ! .... آسمونی باشيد